|
سرباز امام خامنه ای مدظله إنّ حزب الله هم الغالبون
|
دلم لرزید، دستم لرزان تر شد... که چه بنویسم ازفاطمیه بی بی حضرت زهرا(س)... خدا لعنت اَللَّهُمَّ اللَّهُمَّ اَللَّهُمَّ پیشانی بند یا زهرا که بر عطر بوسه پدر کائنات، دلیل خلقت بشر معطر است، سالها بود که بر سجدگاه رزمندگان راه خدا منقش شده بود ... امروز نسل زینب (س) پیام عاشورائیان خمینی را با حجاب و متانت خویش، و به صلابت استواری و مظلومیت تاریخ کوتاه زندگی أم ابیها به رخ جهان کفر و الحاد خواهد کشید ... بغض دیگر تو ببخشا بازو و پهلوی من بی درد است.. لیک چشمانم اگر بهر تو گریان نشود نامرد است
پ.ن: اللهم العن قاتلی فاطمة الزهرا سلام الله علیها... [ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 21:22 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
سلام جایی واستاده بودم که گنبد حرم حضرت معصومه (س) رو از دور میدیدم... یه ملت اومده بودن.. خیابونا تا خرخره پر بود از ماشینای پارک شده.. ملت از ماشیناشون پیاده شده بودن تا به خانم سلام بدن خیلی با عظمت بود... لحظه معنوی ای بود... شاید بیشتر از ۵۰۰متر با حرم فاصله داشتیم... اما گنبد زیبای طلا از دور برق میزد.. خیلی رویایی بود.. خییییییییییییلی........... [ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 10:21 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
ابن عباس -پسرعموی حضرت علی علیه السلام- که از عالمان بزرگ اهل سنت شناخته میشود و مفسر قرآن نیز هست، گفته است: من هرچه علم تفسیر دارم از مرتضی علی دارم. نقل میکند که یک شب از سر شب تا سحر، حضرت علی علیه السلام تفسیر سوره حمد را به من میآموخت. سحر که شد گفتم علی جان اکنون به کجا رسیدیم؟ فرمود: هنوز در نقطه باء بسم الله هستیم! سپس فرمود: بدان تمام عظمت قرآن در سوره حمد جمع است و تمام عظمت فاتحه الکتاب (سوره حمد) در بسم الله الرحمن الرحیم، و تمام عظمت بسم الله در باء بسم الله است و تمام عظمت بسم الله در نقطه باء بسم الله است و منِ علی نقطه باء بسم الله الرحمن الرحیم هستم. یعنی نقطه شروع خلقت... پ.ن: ۱. بکم بدأ الله و بکم یختم(زیارت جامعه). ۲. کاش ذره ای از عظمت مولامون رو میتونستیم درک کنیم.. ۳. یا امیرالمومنین........ [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 1:15 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
سلام بر دوستان عزیز و گرامی اول از همه آغاز امامت امام زمان عزیزمونو تبریک میگم اللّهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم وأید امامنا الخامنه ای خب تبریک بعدی بخاطر پیروزی مردم مصر و ترکیدن چشم دولت آمریکا و سوختن دماغ طفیلیون مخترم آمریکا!!! حال کردید انقلاب در انقلابو؟!! خدایا شکرت... دعا کنین این انقلاب به ثمر بشینه و خود امام زمان ظهور کنن و رهبری شون کنن. مشکل اینجاست که رهبر ندارن. خدایا خودت کمکشون کن... صلوات بعدی رو بفرست!! خب.. جونم براتون بگه که آخری رو دیگه میدونین چیه! قربون همه بچه ولایتیای آگاه و بابصیرت که حماسه ۲۲بهمن ۸۹ رو مثل خار فروکردن تو چشم دشمنا و چرخوندن تا چشم آن ملاعین تیکه پاره شد!
لا حول ولا قوة الا بالله
تا کور شود هرآنکه نتواند دید
ته نوشت: ۱- شرمنده م. ایشالا یه آپ درست حسابی خواهم کرد(طرح چشم انداز ۲۰ساله) ۲- فدای هرچی بچه ولایتیه ۳- جانم فدای رهبرم امام خامنه ای ۴- اللّهم عجل لولیک الفرج (از ته دل بود..) [ یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 ] [ 22:42 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
شهادت جانگداز و غریبانه بانوی سه ساله دردانه حســــــــین(ع).. شــــــه زاده شام عزیز دل زینـب(س) و دلدار کوچک سـجاد(ع) تسلیت باد...
[ دوشنبه بیستم دی 1389 ] [ 21:55 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
زیارت، بیعت است. پیوستن به دریاست. زیارت؛ الگویابی، قهرمان جویی و آرمان خواهی است. زیارت، مفاهیم زیبای ذهنی را در عینیت دیدن است. زیارت ارتباط با امام، جلیس و همدم امام گردیدن است. یعنی همنشینی با صاحب ولایت مطلقه کلیه الهیه...
زیارت عاشورا تعلیم الهی است. و به همین جهت مخصوص اهل تقوی است: اتّقوا الله و یعلمکم الله. زیارت عاشورا خصوصی است.. مخصوص اهل راز و یک حقیقت عرشی است.. زیارت عاشورا کلام الله است، آهنگ توحید دارد. آدم در زیارت عاشورا حتی یک جا، دنیا از خدا نمیخواهد. آخرین مرحلۀ زیارت عاشورا، فناست... بعد از آن که زائر سلامها را میدهد و به سجده میافتد در سجده چه میگوید: خدایا مرا حسینی کن تا من هم در خطی باشم که یاران حسین(ع) در آن خط بودند.. خط مردانگی، آزاد و بی تعلق به این دنیا زندگی کردن. خط بندگی و عشق خدا و خط از جان گذشتن. سراسر زیارت عاشورا سرود عشق است و در یک جای آن توجه به دنا وجود ندارد، درست همانند مناجات امام باقر(ع) در سحرهای ماه مبارک رمضان. در این دعاها دو دعا بیشتر مورد توجه است: دعای ابوحمزه ثمالی و مناجات امام باقر(ع). دعای ابوحمزه گرچه دعای بسیار فوق العاده ای است اما جهات دنیوی هم در آن آورده شدهاست. ولی در مناجات شریف امام باقر(ع) انسان از اول تا آخر پیش خداست. اصلا غیر خدا نمیبیند: اللهم انّی اسالک من جمالک بأجمله... من کمالک بأکمله. مرتب با خود خداست. خود خدا را میخواهد. غیر از خودش چیزی نمیماند که بخواهد. با همه دعاها فرق دارد. زیارت عاشورا هم همین گونه است. انسان را عرشی میکند و بالا میبرد. آدم در هستی <بود> همه چیز را میخواهد. اگر همۀ بود در اختیارش بود، دیگر جلوه های کوچک هم خودبه خود در اختیارش خواهدبود. وقتی آدم به حقیقت هستی رسید، همۀ بود را به دست آورده است.. الهی ماذا وَجَد من فقدَک و ماالذی فقدَ من وجدَک.. خدایا کسی که تو را بدست آورده و به تو رسیده باشد، هرچه هم داشته باشد، هیچ ندارد. کسی که خدا را دارد، هم دنیا دارد و هم آخرت. عزت، نور، کمال، جمال، همۀ اینها را یکجا دارد. خدا حقیقت هستی است و هرچه هست درپرتو خداست. بنابراین اگر انسان خودِ هستی را داشت، همه چیز دارد. و زیارت عاشورا سلسلۀ نوری است که انسان را میبرد و به نورالانوار و حقیقه الحقایق میرساند. پس زیارت عاشورا یکی از کلاسهای توحید است. کلاس محبت، انقلاب و جهاد، تولی و تبری است. کلاس گسستن و پیوستن است. کلاس قطع زنجیرهاست. انسان زنجیر تعلقات را با زیارت عاشورا میگسلد و به یارخودش میپیوندد. مجالس امام حسین(ع) نیز از همین جهت مثل برنامۀ حج است. در حج، همه در هر درجه ای و مقامی بوده اند، همه را کنار گذاشته، مُحرِم میشوند: لبیک اللهم لبیک، لبیک لاشریک لک لبیک... در مجالس حضرت سیدالشهدا نیز همه زیر پرچم توحید آمده اند. آمده اند که بگویند: حسین جان، ما هم اگر در زمان تو بودیم، جزو کربلایی ها بودیم.. ما را جا نگذار، ما را هم در زمرۀ کربلایی ها بنویس. آمده ایم از تو درس بگیریم، راه تو را احیا کنیم، مرام شما را داشته باشیم و با شما باشیم.. . زیارت عاشورا از ذات احدیت توسط حضرت جبرئیل برای پیامبر(ص) آورده شد؛ اما آن حضرت آن را به مؤمنین و مسلمانان نشان نداده و ارائه نکردند. تا زمان امام باقر(ع) فرامیرسد و آن حضرت ابتدئا بینش میدهند، آگاهی ها را بالا میبرند. حقیقت دین را که جلوه اش ار ولایت است و توحید منهای ولایت نمتواند توحید خالص باشد، امام باقر(ع) به جامعه تزریق میکنند و در جان ها ریشه دار میکنند. کم کم زمینه ر برای ارائۀ زیارت عاشورا آماده میکنند و آن را مطرح مینمایند. حضرت امام صادق(ع) به صفوان فرمودند: صفوان! اگر حاجتی داشتی، زیارت عاشورا بخوان؛ و به کسی که با زیارت عاشورا امام حسین را زیارت میکند، سه قول دادند. فرمودند: یک، این که زیارت مقبولی برایش نوشته میشود و خداوند متعال زیارت او را قبول میکند. دوم سعی او مشکور است. کاری کرده است که خدای متعال از او قدردانی کند و نیز مورد تشکر حضرات ائمه(ع) قرار میگیرد. و سوم اینکه اگر برای حاجتی زیارت عاشورا را بخواند، خدا دعایش را مستجاب میکند و حاجتش را برآورده مینماید. ته نوشت: ۱- خوش به حال کسایی که تصمیم گرفتن زیارت عاشورا رو با صدلعن و صدسلام از اول محرم تا اربعین بخونن و سعادت انجام این کار تا حالا بهشون دست داده. ۲- السّلامُ علی الحسین، و علی علیبن الحسین و علی أولادِ الحسین و علی أصحاب الحسین... ۳- همچنان در ایام شریف امتحانات بسر میبریم! [ دوشنبه بیستم دی 1389 ] [ 10:46 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
سالروز قیام خونین مردم قم، در یوم الله ۱۹ دی گرامی باد [ یکشنبه نوزدهم دی 1389 ] [ 20:58 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
سلام سلام سلام! توروخدا ببخشید انقدر دیر به دیر میآپم! خیلی سرم شلوغ میباشه! خب بالاخره امتحانای محترم دارن کم کم هجوم میارن چه کنیم خب ب ب ب حالا اوووولاً بگم که سالروز حماسه عظیم 9دی بر مردم غیور و ولایتی ایران و همه مسلمانان و مسلمانات چشم یزیدیان زمان، اعم از موسوی ملعون، کروبی ملعون و خاتمی ملعون کووووووووور باددددددد هرچی بیشتر به عمق قضیه فکر میکنی حیرتت بیشتر میشه از درایت و بصیرت رهبر عزیز که چطور کشور رو اداره کرد و چطور اون فضای غبارآلود رو آروم کرد خب حالا بریم سر اصل مطلب یکی از ضعوف (جمع کلمه ضعف اشکال دیگه ای که در این سریال دیدیم سفیدنمایی بیش از حد شخصیت مختار بود. تاریخ به ما میگه مختار شخصیتی بود خاکستری. کسی که حتی امام سجاد (ع) با قیامش موافقت نکردن و درهرصورت جا نداشت مختار نقش اصلی بشه و انقدر بالامرتبه نشون داده بشه. قصد ندارم شخصیت مختار رو پایین بیارم یا هرچیز دیگه. میخوام بگم در این زمینه افراط شده و درحقیقت این فرد به قدری علیه السلام و مقدس نشون داده شده که شخصی مثل مسلم که انقدر در اسلام نقش داشته و خدمات ارزنده ای رو به امام زمان خودش و اسلام انجام داده تو این سریال از مختار کم میاره ببینین اصلا هدف از تولید سریالهای تاریخی مذهبی چیه؟؟ غیر از اینه که جلوه های شخصیتی امامان علیهم السلام و مظلومیت اونها در بین مردم جاهل زمانشون به تصویر کشیده بشه و مردمی که با تاریخ کمتر رابطه دارن آگاهی شون بره بالا؟؟ به نظر شما این سریال در این زمینه واقعا چقدر کار کرده؟؟ و متأسفانه محلی شده برای جلوه گری زنان بزک کرده و عشوه گری اونها و نیز صحنه ها و دیالوگهای ناجالب! یعنی بدون اینا سریال ناقص میشد؟ و یا با اضافه کردن مطالب اصلی و نشان دادن واقعیتهای مهمتر و مظلومیت امام و جلوه های اخلاقی و بارز امام، فیلم گوشت اضافه میاورد؟؟(أی حالم بهم خورد! چی بود گفتم متأسفانه در این سریال عفت کلام هم به طرز فجیعی زیرپا گذاشته شده و کلمات نامناسب زیادی در دیالوگها گنجونده شده. نکته ای که خیلی ظریف بود این بود که این فیلم زیاد از حد فارسی شده. بطوری که صدای مسلمانان عرب دراومده. یه جورایی نژادپرستانه کار شده. باید توجه داشت این فیلم توی کشورای مسلمان دیگه هم نشون داده میشه.(به شماره ۲ ته نوشت مراجعه شود) در جای دیگه صحنه های عاشورا اندکی ناشیانه به تصویر کشیده میشه و جثه امام(ع) رو نشون میدن (واقعا چه نیازی به این کار بود؟) و عجیب اینکه قرار بود چهره مبارک حضرت ابوالفضل العباس رو نشون بدن که اگر نبود اعتراض برخی علما، تا چند ماه دیگه باید منتظر میشدیم چهره ائمه و پیامبر علیهم السلام رو هم به تصویر بکشن. و لابد این سری دیگه بازیگرای نقش دزدا و قاچاقچیای فیلما رو می آوردن و روشون کار میکردن آقای ضرغامی! مردم اعتراض میکنن که چرا توی تیتراژ پایانی سریال، صدای زن پخش میشه، اونوقت شما با اعتماد بنفس کامل میای جلوی دوربین از این زن تشکر میکنی؟؟؟ حرف من اینه که اینهمه سال روی این فیلم کار کردن و هزینه زیادی رو صرفش کردن اما اندکی انتظار بیش از این بود. البت شک نیست این سریال نکات مثبتی هم دربر داره و جا داره از زحمات کسایی که در این راه با نیت خالصانه زحمت کشیدن تشکر بشه. اما خب ترجیحیدیم که به برخی نکات منفی که کمتر به اونها توجه شده بود اشاره ای بنماییم. باشد که مقبول افتد!
ته نوشت: ۱- لبیک یا امام خامنه ای ۲- مثلا فیلم زیبا و تاریخی محمدرسول الله رو نگاه کنین. با اینکه توسط افراد سنی و هالیوودی ساخته شده، طوری روش کار کردن که همه رو به خودش جذب میکنه. الحق که محشره ۳- دعا کنین امتحانات محترمه رو با موفقیت پاس بدیم [ پنجشنبه نهم دی 1389 ] [ 22:20 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
چون چاره نیست میروم و میگذارمت ای پاره پاره تـن به خــدا میسپـارمـت [ پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389 ] [ 19:28 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
پریشان و آشفته از خواب پریدی و به سوی پیامبر(ص) دویدی. بغض، راه گلویت را بسته بود، چشمهایت به سرخی نشسته بود، رنگ رویت پریده بود، تمام تنت عرق کرده بود و گلویت خشک شده بود. دست و پای کوچکت میلرزید و لبها و پلکهایت را بغضی کودکانه، به ارتعاش وامیداشت. خودت را در آغوش پیامبر(ص) انداختی و با تمام وجود ضجّه زدی. پیامبر(ص)، تو را سخت به سینه فشرد و بهتزده پرسید: «چه شده دخترم؟». تو فقط گریه میکردی... پیامبر(ص) دستش را لابه لای موهای تو فرو برد، تو را سخت تر به سینه فشرد، با لبهایش موهایت را نوازش کرد و بوسید و گفت: «حرف بزن زینبم! عزیز دلم! حرف بزن.» تو همچنان گریه میکردی. پیامبر(ص) موهای تو را از روی صورتت کنار زد، با دستهایش اشک چشمهایت را سترد، دو دستش را قاب صورتت کرد، بر چشمهای خیست بوسه زد و گفت: «یک کلام بگو چه شده دخترکم! روشنای چشمم! گرمای دلم!» هق هق گریه به تو امان سخن گفتن نمیداد. پیامبر(ص) یک دستش را به روی سینهات گذاشت تا تلاطم جانت را درون سینه فروبنشاند و دست دیگرش را زیر سرت و بعد لبهایش را گرم به روی لبهای لرزانت فشرد تا مهر از لبانت بردارد و راه سخن گفتنت را بگشاید: - حرف بزن میوه ی دلم! تا جان از تن جدّت رخت برنبسته حرف بزن! قدری آرام گرفتی، چشمهای اشکآلودت را به پیامبر(ص) دوختی، لب برچیدی و گفتی: «خواب دیدم! خواب پریشان دیدم. دیدم که طوفان به پا شده است. اینسو و آنسو پرت میکند. طوفانی که خانه ها را از جا میکند و کوهها را متلاشی میکند، طوفانی که چشم به بنیان هستی دارد. ناگهان در آن وانفسا، چشم من به درختی کهنسال افتاد و دلم به سویش پرکشید. خودم را سخت به آن چسباندم تا مگر از تهاجم طوفان در امان بمانم. طوفان شدت گرفت و آن درخت را هم ریشه کن کرد و من میان زمین و آسمان معلق ماندم. به شاخه ای محکم آویختم. باد آن شاخه را شکست. به شاخه ای دیگر متوسل شدم. آن شاخه هم در هجوم بیرحم باد دوام نیاورد. من ماندم و دو شاخه به هم متصل. دو دست را به آن دو شاخه آویختم و سخت به آن هردو دل بستم. آن دو شاخه نیز با فاصله ای کوتاه از هم شکست... و من حیران و وحشتزده و سرگردان از خواب پریدم...» کلام تو به اینجا که رسید، بغض پیامبر(ص) ترکید. حالا او گریه میکرد و تو مبهوت و متحیر نگاهش میکردی. بر دلت گذشت تعبیر این خواب مگر چیست... پیامبر(ص)، سوال نپرسیده ی تو را در میان گریه پاسخ گفت: - آن درخت کهنسال، جدّ توست عزیز دلم که به زودی تندباد اجل، او را از پای در میآورد و تو ریسمان عاطفهات را به شاخسار درخت مادرت فاطمه میبندی و پس از مادر، دل به پدر، آن شاخه ی دیگر خوش میکنی و پس از پدر، دل به دو برادر میسپاری که آن دو نیز در پی هم، ترک این جهان میگویند و تو را با یک دنیا مصیبت و غربت، تنها میگذارند...
دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟ [ پنجشنبه هجدهم آذر 1389 ] [ 11:32 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
بنگر که خلق را به که داد و چگونه گفت / روزی که خطبه کرد نبی برسر غدیر دست علی گرفت و بدو داد جای خویش / گر دست او گرفت تو جز دست او مگیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین
ته نوشت: ۱- عید همه تون مبارک بچه ولایتیای گـــــــــــــــــــــــل ۲- عیدی تونم اینه که سه تا صلوات واسه سلامتیتون و پایداری تون درراه علی (ع) میفرستم دوستون دارم یه دُیــنا اللّهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم [ پنجشنبه چهارم آذر 1389 ] [ 15:8 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
هنگامی که فرانسوا میتران، در سال ۱۹۸۱، زمام امور فرانسه را برعهده گرفت، از مصر تقاضا شد جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش ها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود تا بزرگترین دانشمندان باستان شناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه آزمایش های خود را برروی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.
رئیس این گروه، از بزرگترین دانشمندان فرانسه، پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود. تحقیقات پروفسور ادامه داشت تا اینکه نتایج نهایی ظاهر شد. بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر روی جسد فرعون کشف شد، نشان میداد که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا، برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله مهم و آن چه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود، این بود که چگونه این جسد، سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است. پروفسور در حال آماده کردن گزارش نهایی درمورد کشف جدید(مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق، عجله نکند، زیرا نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان درمورد غرق شدن فرعون است. ولی موریس بوکای به شدت این خبر را رد کرد و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری. یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند، قصۀ غرق شدن و مرگ فرعون و سالم ماندن جسد او را خبر داده است. حیرت و سردرگمی پروفسور، دوچندان شد که چگونه این امر ممکن است، با توجه به این که این مومیایی در سال ۱۸۹۸م. (حدود دویست سال قبل) کشف شده است در حالیکه قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیش پیداشده است؟ این امر چگونه با عقل جور درمیآید در حالیکه نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم، آگاهی نداشته اند و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟
موریس بوکای، تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و فکر میکرد که چگونه قرآن مسلمانان در مورد نجات جسد بعد از غرق سخن میگوید، در حالیکه کتاب مقدس آنها از نجات جسد فرعون بعد از غرق شدن، هیچ سخنی به میان نمیآورد. با خود میگفت: آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد و آیا ممکن است که محمد(ص) در هزار سال قبل، از این قضیه خبر داشته است؟ او در همان شب، تورات و انجیل را بررسی کرد. اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون درمیان نبود. پس از پایان تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر بازگرداندند؛ ولی موریس بوکای، خاطرش آرام نگرفت تا این که تصمیم گرفت به کشورهای اسلامی سفر کنند تا از صحت خبر درمورد نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان، قرآن را بازکرد و این آیه را برای او خواند: فالیوم ننجّیک ببدنک لتکونَ لمَن خلفک آیة و انّ کثیرا من النّاس عن آیاتنا لغافلون(سوره مبارکه یونس۹۲) *امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم، تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هرچند خیلی از مردم از آیات ماغافلند*
این آیه او را بسیار تحت تأثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم. سرانجام موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین، به فرانسه بازگشت و دهها سال درمورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد و بر ایمان او به کلام الله افزوده شد. حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتاب -قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علم جدید- است. دانلود این کتاب
ته نوشت: ۱-اینجاست که این آیه ناخودآگاه میاد به ذهنت: والله یهدی من یشاء الی صراط المستقیم - وخدا هرکس را که بخواهد به راه راست هدایت میکند... خدا که دست آدمو بگیره دیگه تمومه... ۲-بعضیا از چه راهی به حقانیت اسلام پی میبرن، اما بعضیای دیگه قدر نعمتی که باهاش متولد شدن رو نمیدونن و چه راحت میفروشنش... [ جمعه بیست و هشتم آبان 1389 ] [ 22:6 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
دیدید چه گلی کاشتییییییییییییییییییم؟؟؟ ترکوندیییییییییییییم!!! حالا شما گریه نکنین دیگه ایشالا شماهم آقارو میبینید
از نام رضاست هرچه ایران دارد از لطف خدا شیعه فراوان دارد امروز که اهل بیت جمعند به توس معصومه س نرفته چونکه مهمان دارد
حالا همه واسه سلامتی آقا سه تا صلوات بفرستید (ترجیحا بلند باشه تا اطرافیان هم فیض ببرن اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم و أیّد امام الخامنه ای [ سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 ] [ 22:55 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
سلام سلام سلام به بروبچ گرام! از اونجایی که ما بچه ولایتیا بسیار بسیار با ملام و با معلفت هستیم، رواق منظر چشم من آشیانه توست کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست بیا تا جان را نثارت کنیم ای عــشـــــق از بیانات امام خامنه ای مدظله: روزی که مجلس خبرگان درباره جانشین حضرت امام (ره) بحث میکرد، اصلا فکر نمیکردم که خبرگان چنین تصمیمی بگیرند. از نیمه اول اجلاس –صبح تا ظهر- این طور متوجه شدم که ممکن است نام بنده مطرح شود. لذا ظهر که به منزل آمدم، دو رکعت نماز خوانده، با حالت استغاثه و ناله و زاری از خداوند درخواست کردم که این مسئولیت را روی دوش من قرار ندهد. من کمتر یاد دارم برای یک تقاضا، چنین استغاثه و تضرع به درگاه خداوند کرده باشم. با تمام وجود از خدا خواستم که این مسئولیت بر عهده من قرار نگیرد. عصر آن روز، مجلس خبرگان به خواست من اصلا توجه نکرد و کار با آن کیفیت انجام شد. گرچه از صمیم قلب داوطلب این کار نبودم؛ ولی وقتی این مسئولیت به لحاظ شرعی و قانونی بر دوش من قرار گرفت، تصمیم گرفتم با تمام وجود به این وظیفه عمل کنم. فدای وجودت! چه کسی لایق تر از شما؟ تو کشورای دیگه، مسئول شدن در هرمقطعی قدرت محسوب میشه و هرکسی آرزوی رسیدن به این قبیل سمت ها رو داره تا به مال و اموال برسه. *** امام خامنه ای*** بچه ها تا حالا به یه نکته ظریف پی برده بودین؟ اینکه سران کشورهای کفر، عکس امام خامنه ای رو توی تلویزیون هاشون نشون نمیدن، چراااا؟؟ میترسن نور چهره نازنینش مردمشونو منقلب کنه! خودشونم میدونن هااااااااا. خدا لعنتشون کنه. چون چشم تو دل میبرد از گوشه نشینان دنبال تو بودن گنه از جانب ما نیست
لبیک یا امام خامنه ای
ما را کبوترانه وفادار کرده است آزاد کرده است و گرفتار کرده است ما تشنگان جرعه ي آبي ز کوثريم از امت رسول و محبان حيدريم مدح و ثناي آل محمد شعار ماست دلبسته سلاله موسي بن جعفريم ***** تقارن سفر عزیز دل فاطمه (س) به شهر نازنین قم با میلاد حضرت رضا (ع) به همه شما عزیزای دل مـبــارک ک ک ک ک ک ک ک ک ک ***** آب زنید راه را هین که نگار می رسد
نمیدونین تو شهر چه خبره!!! همه در تب و تاب! همه منتظرشن! تو همه خیابونا عکس آقا پره... ماشینا، اتوبوسا... واااااااااای کی میرسه اون لحظه شیرین... فدای چفیه ت آقاجان! خدایا سایه امام خامنه ای رو همواره بر سر ما مستدام بدار آمـیــــن [ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 17:47 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
کجایید ای مسلمین؟؟؟ کجایید ای پیروان قرآن؟ به پیامبرتان توهین کردند، حال قرآنتان را به آتش میکشند... کجاست انسانیت؟ کجاست آدمیت؟ چقدر راحت ظلم میکنند و ذات حیوانی شان را نشان میدهند... یا صاحب الزمان... آقا جان! بازهم بس نیست؟؟ باز هم باید صبر کنیم؟ تا کی؟
عجب صبری خدا دارد... [ پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 ] [ 16:2 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
سلام به همه دوستای ولایی عزیز خودم فعلا باید بگم (با احضار شرمندگی!!) تا اطلاع ثانوی(شایدم تا... شرمنده ی همه عزیزانی که تو این مدت نظر دادن و دعوت به وبلاگ یا لینک کردن و... خلاصه که فدای هرچی بچه ولایتی... حرف آخرم: جانم فدای رهبرم امام خامنه ای [ شنبه بیست و دوم خرداد 1389 ] [ 11:42 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
آسمان غرق خیال است کجایی آقا؟ / آخرین جمعه ی سال است کجایی آقا؟ یک نفس عاشق اگر بود زمین میفهمید / عاشقی بی تو محال است کجایی آقا؟ آقا جان! سال 88 هم تموم شد و نیومدی... یا صاحب الزمان! خسته شدیم آقا... چه راحت روزها و سالها میگذرن و ما به غیبت تو عادت کردیم... آقا اگه حرفامو میشنوی، اگه ناظر هستی، اگه منو میبینی، آقا به جانت قسم که دیر شده... تا کی باید تحمل کنیم ظلم به اسلام و شیعه رو؟ مگه تو منجی نیستی آقا؟؟؟ بیا نجاتمون بده... بیا... خودت بخواه که این انتظار سر برسد / دعای اینهمه چشم انتظار، کافی نیست یاصاحب الزمان... عجب صبری خدا دارد [ جمعه بیست و هشتم اسفند 1388 ] [ 13:36 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
سلام! سال 88 هم دیگه داره میتمومه! هر اتفاقی هم افتاد، چه خوب، چه بد، گذشت... و رفت و به خاطره ها پیوست... پیشاپیش سال نو رو بهتون میتبریکم! راستش این چند روزه یه چیزی خیلی فکرمو مشغول کرده همینطور که داشتیم با قدمهای مبارکمون، کف سالن دانشکده رو متر میکردیم!!،بهش گفتم: شنیدی بعضیا میگن خدا رحمت کنه شاه رو که چه آدم خوبی بود و ... . دیدم عین چیز زل زده به من!! تا اینکه به حرف اومد و گفت: خب آدم بدی نبوده، خیلی م خوب بوده، من که دوسش دارم!!! منو میگین چشمام شیش تا شد!! گفتم: چچچچچچی ی ی ی ی؟؟؟؟؟؟؟ حالا اونم اومد یه بحث دیگه بندازه وسط، گفت: خب ببین اصلا... نگا کن... شاه... . گفتم ببین عزیز من! هرچی هم داریم و نداریم، همین بس که الان کشورمون دست یه انسانی اداره میشه که ولی خداست، نایب امام زمانه، عالمه، عزیز دل امام و خداست و تجملگرا که نیست هیچ، جزو ساده زیست ترین انسانهاست...(به خدا هزار بارم سجده شکر به جا بیاریم کمه ته نوشت: ۱- سال نو مبارک، ایشالا آپ بعدی میفته سال۸۹ ۲- جناب مملی! امام زمان وقتی ظهور کنه اولین کاری که میکنه حساب خوشگل تورو میذاره کف دستت! که اینجوری به عزیز دلش توهین میکنی! البته واسم جالبه که حداقل امام زمانو قبول داری! شایدم فقط از اسمش استفاده میکنی!! ۳- لبیک یا امام خامنه ای [ چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388 ] [ 16:8 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
ماه فروماند از جمال محمد ص/ سرو نباشد به اعتدال محمد ص قدر فلک را کمال و منزلتی نیست / در نظر قدر با کمال محمد ص
سلام م م م
به امید ظهور آقامون و نابودی دشمنان ملعون ایران اسلامی، از جمله غده های سرطانی!!(همچون اسرائیل) یه صلوات! اللّهم صل علی محمد و آل محمد و عــــــــجــــــــل فــــــــرجـــــهــــــم *** خداوند به موسی بن عمران(ع) وحی کرد: ای موسی! شش چیز در شش موضع قرار دادم و مردم آن را در شش چیز جستجو میکنند که هرگز به آن دست نمیابند: من آسایش را در بهشت قرار داده ام، و مردم آن را در دنیا طلب میکنند. دانش را در گرسنگی نهاده ام و مردم آن را در سیری جستجو میکنند، و عزت را در قیام شبانه قرار داده ام که مردم آن را در درگاه پادشاهان طلب میکنند و مقام و مرتبه را در فروتنی نهاده ام درحالیکه مردم آن را در تکبر جستجو میکنند. پذیرش دعا را در لقمه حلال نهاده ام و مردم آن را در قیل و قال طلب میکنند و بی نیازی را در قناعت گذاشته ام اما مردم آن را در فراوانی متاع جستجو میکنند و هرگز به آن دست پیدا نخواهند کرد... ۱
ته نوشت: 1- ترجمه الحکم الزاهره، ص751 2- با عرض معذرت، زین پس کمتر سر میزنم 3- بعضیا با اسمای مختلف نظر میدن، فکر کردن پرنده جون عین خودشون چیزه! 4- لبیک یا امام خامنه ای [ پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 ] [ 22:57 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
سلام عزیزان. ببخشید که دیر آپ میکنم! سرم شلوغ بود. والّا! از فردا هم درس و دانشگاوو... تا حالا فکر کردین چقدر زندگی یکنواخته... اصلا برای چی داریم زندگی میکنیم؟ هیچوقتم به این فکر نمیکنیم که یه روزی قراره بمیریم... حداقل من یکی نمیتونم تصورشو بکنم... تا اونجایی که یادمون میاد از وقتی بدنیا اومدیم بهمون گفتن یه امام غایب داریم که قراره یه روزی ظهور کنه... انقدر این مسئله برامون طبیعی شده که دیگه بهش فکرم نمیکنیم. ما فقط عادت کردیم که منتظر باشیم. بچه ها فقط 313نفر آدم... یعنی تو این دنیایی که هفت میلیارد جمعیت داره، 313تا آدم وجود نداره؟ امام علی علیه السلام فرمودند: *بدانيد كه زمين از حجت الهى خالى نخواهد بود ولى خداوند مردم را به خاطر ظلم و ستمى كه مرتكب مى شوند و زياده روى كه در گناه انجام مى دهند از ديدن حجت الهى محروم خواهد ساخت*. اون زمون که اماممون غایب شد، مردم خیلی ناسپاسی کردن، خداهم نعمتشونو ازشون گرفت... اما پس چرا این نعمت هنوز به ما پس داده نشده؟؟؟ با این حساب وضع الان ما با مردم جاهل و ناسپاس اون دوران فرقی داره؟؟؟ نکنه امام زمان ظهور کنه و ما هم... دلمون خوشه مسلمونیم... . میدونین! اشکال کار از یه جای دیگه ست. ما هنوز اماممونو نشناختیم... خب معلومه کسی رو که نمیشناسی، هیچ وقت منتظرش نمیمونی... معرفت... همینه که پیامبر ص میفرمایند: کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، جاهل از دنیا رفته است... تا حالا به این فکر کردیم که اگه اماممون ظهور کنه چی میشه؟ یه امام مهربون که با اومدنش همه غم و غصه ها برطرف میشه... دیگه هیچ جا ظلم نیست... هیچ کس ناراحتی نداره... همه خوشحال و امیدوارن... همه. اصلا انتظار یعنی چی؟ یعنی وقتی جمعه صبح از خواب بیدار میشیم، امیدوار بشیم به اینکه امروزه که آقامون بیاد... منتظر باشیم که خبر بیاد آقا ظهور کرده، همه روزو تو تب و تاب این خبر باشیم... وقتی هم غروب میشه همه وجودمون در رنج باشه که آخه چرا آقا نیومد... مگه چه مانعی وجود داشت... حالا تا یه هفته دیگه چطوری سر کنیم... ولی چه جمعه ی قشنگی میشه اون جمعه... به نظرتون وقتش نیست که دست به کار بشیم؟ اول معرفتمونو ببریم بالا، درباره امام زمان عج شناخت پیدا کنیم... و دوم اینکه پشت سر نایب اماممون حرکت کنیم و گوش به فرمان رهبر عزیزمون باشیم... امیدوار باشیم به اینکه ما هم یکی از یاران اماممون خواهیم بود... حالا که رهبر نازنینمونو دوس داریم و حاضریم جونمونو واسش بدیم، خیلی از راهو اومدیم، مواظب باشیم از این راه خارج نشیم... خدایا شکرت که عاشق رهبر عزیزم هستم
[ شنبه یکم اسفند 1388 ] [ 1:0 ] [ پرنده (دختر ولایی) ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |